صنعت جهانی تیلاپیا در سال 2026
Jul 20, 2026
پیام بگذارید
چشم انداز جهانی: تولید وارد یک فلات می شود
پرورش ماهی تیلاپیا بیش از 100 کشور و منطقه را در بر می گیرد. بر اساس برآوردهای ارائه شده توسط رابوبانک در اجلاس مسئول غذاهای دریایی در سال 2024، تولید جهانی در سال 2024 تقریباً 7 میلیون تن بود که یک سال-به-حدود 4.2% افزایش داشت. با این حال، *چشم انداز غذا* فائو (مجله نوامبر 2025) نشان داد که رشد تولید تیلاپیا در سال 2025 راکد بود، برخلاف رشد قوی در بخش های کپور، ماهی قزل آلا، گربه ماهی و میگو در همان دوره. گزارش های متعدد بازار، اندازه بازار جهانی تیلاپیا را در سال 2025 حدود 13.5 میلیارد دلار تخمین می زند. کندی رشد تولید{15}}که در کنار توسعه در سایر بخشهای ماهی سفید و میگو رخ میدهد{16}}نشان میدهد که تیلاپیا با تغییر در رقابتپذیری نسبی بهجای انقباض در تقاضای کل، بهویژه در ایالات متحده، بازار کلیدی واردات، مواجه است. چین با تولید مجموع حدود 1.88 میلیون تن متریک در پنج منطقه اصلی تولید: گوانگدونگ، هاینان، گوانگشی، یوننان و فوجیان، بزرگترین تولیدکننده باقی مانده است. تولید تا حد زیادی به فیله منجمد و ماهی کامل برای صادرات به بازارهای ایالات متحده و آفریقا تبدیل می شود.

2026 Outlook و متغیرهای کلیدی
مسیر زنجیره تامین تیلاپیا در سال 2026 توسط چندین متغیر کلیدی شکل خواهد گرفت:
1. نهایی شدن تعرفه های ایالات متحده: تصمیم در مورد تعرفه های بخش 301 در اواخر جولای انتظار می رود. میزان هر گونه عوارض اضافی مستقیماً حجم سفارش از ایالات متحده و ارزش فروش فیلههای{2}}با ارزش بالا را تعیین میکند.
2. سرعت عرضه چین: انتظار میرود کاهش قابل توجه ذخایر بچه ماهی در نیمه اول سال 2026 منجر به کاهش تولید سالانه شود و در نتیجه بر قیمت مواد خام و قیمتهای صادراتی تأثیر بگذارد.
3. هزینه های خوراک و غلات: این هزینه ها 60 تا 70 درصد هزینه های کشاورزی را تشکیل می دهند و ساختار هزینه پایه را در تمام مناطق تولید تشکیل می دهند.
4. بیماری و آب و هوا: این عوامل تعیین کننده نوسانات عرضه هستند. اصلاح نژاد و واکسنهای مقاوم به بیماری-به عنوان بافرهای طولانی مدت عمل میکنند.
5. سرعت توسعه ظرفیت تولید جایگزین: این امر تعیین می کند که آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی تا چه حد می توانند شکاف عرضه به جای مانده از چین را پر کنند.
تمایز بین نوسانات چرخه ای و تغییرات ساختاری ضروری است. قیمت های پایین مشاهده شده در سال 2025 عمدتاً نتیجه چرخه ای کاهش موقت عرضه است. در مقابل، تجدید ساختار جریان های تجاری ناشی از تعرفه های ایالات متحده و کاهش حجم تولید در بازارهای بالغ نشان دهنده روندهای ساختاری است.
به طور کلی می توان سه نتیجه کلیدی گرفت:
اولاً، در حالی که بعید است در کوتاه مدت موقعیت غالب چین در بازار ایالات متحده به طور کامل جابجا شود، نرخ تعرفه ترکیبی تقریباً 37.5 درصد به کاهش حاشیه سود ادامه خواهد داد و تمرکز صادرات را به سمت بازارهای جایگزین مانند آفریقا تغییر خواهد داد و در نتیجه سناریویی ایجاد می شود که در آن حجم صادرات بدون افزایش ارزش متناظر افزایش می یابد. دوم، جایگزینی با محصولات تازه-بریده شده از آمریکای لاتین یک پدیده واقعی است، اگرچه در بخشهای-با ارزش بالا متمرکز شده است. تامین کنندگان غیر برزیلی مانند کلمبیا و هندوراس به دلیل مزیت های تعرفه ای موقعیت خود را تقویت کرده اند، در حالی که برزیل با فشار ناشی از بررسی تعرفه جداگانه مواجه است. سوم، گذار به سمت فرآوری عمیق، مصرف داخلی و مقاصد صادراتی متنوع، یک هدف مشترک بین کشورهای تولیدکننده بزرگ است، اما هزینه ها و چارچوب های زمانی درگیر به این معناست که این تغییر نمی تواند چشم انداز بازار را در کوتاه مدت تغییر دهد.
یک توصیف منطقی تر از سال 2026 این است که سال تعدیل و تعادل مجدد خواهد بود، نه سال معکوس روند.

